
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام وي يو زادگاه من در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
شهریور 1386
ثاثیر زوال گویش محلی منطقه میمه بر فرهنگ مردم
مقایسه محل سکونت اریایی ها و محل زیاداباد
جواب نظرات شما
موقعیت جغرافی روستای ویو
قدمت آبادانی منطقه میمه و ویو
وبلاگ نویسی در منطقه
موقعیت شناسی تغییرات آب و هوایی مختص منطقه میمه
فرهنگ پوشش محلی
تصاویر
تاریخچه میمه و گویش رایجی
مذهبی
قدمت گویش محلی در منطقه میمه
دانلود
شعر
بدون عنوان
تصویر سرگرمی
داستان های رضا
زیادآباد چه خبر؟
حدیث
اخبار دهیاری و شورای اسلامی روستا
روز نگار شورای اسلامی و دهیاری
مصاحبه و مقالات وی یو
بازی های محلی زیادآباد
معرفی سازمان ها مدارس و مساجد
پیگیری فعالیت های خانه فرهنگ ویو
پیام های تشکر
زیادآباد در یک نگاه
اَ _ وُ _جُ _نا
غزل سرا اشعار شاعران وی یو
مسابقه
درد دل
رابطه بين وي يو و زيادآباد؟!
مطالب منتشر شده در گاهنامه خانه فرهنگ
اس ام اس باحال
.:: www.viyu.ir ::.
روزها گدشت و گنجشك به خدا هيچ نگفت فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت : مي آيد . من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه درد هايش را در خود نگه مي دارد وسرانجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست و فرشتگان چشم به لبهايش دوختند گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود: با من بگو از انچه سنگيني سينه توست . گنجشك گفت : لانه كوچكي داشتم آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام . تو همان را هم از من گرفتي اين توفان بي موقع چه بو ؟لانه ي محقرم كجاي دنيا را گرفته بود ؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست .
سكوتي در عرش طنين انداز شد . فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت :ماري در لانه ات بود خواب بودي باد را گفتم تا لانه ات را وژگون كند آنگاه تو از كمين مار ره گشودي .
گنجشك خيره به خدايي خدا مانده بود .
خدا گفت :و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي .
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت و هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد .
[+]
نوشته شده توسط مهران عربی در پنجشنبه 14 آبان1388 ساعت 0:26
|
|
سلام
این سال بارانی و پربرکت بر شما گرامی باد
تو وبلاگ صبح ميمه خوندم كه مشكلات مخابرات تو ميمه خيلي نگران كننده شده همين بهونه اي واسه نوشتن يه درد دل شد منو با اين نوشته همراهي كنيد :
از مشکلات مخابرات میمه هرچه بگوییم کم است ؟
از چهار سال پیش تا الان می خواهیم یک تلفن ثابت بخریم
هر وقت به مخابرات می ریم میگن درخواست بنویس و کروکی خونه رو بکش
بعد میگن برسی می شه یه هفته دیگه بیا جوابشو بگیر
یه هفته بعد می گن امکانات نداره (ما خط داریما ولی خونه شما امکانات نداره ؟فکر کنم باید خونمون رو عوض کنیم)
حالا یه سال بعد از اون سال اول دوباره رفتیم گفتیم یه تلفن می خواهیم گفتند برو فرم پرکن و کروکی بکش ؟
پرسیدم شما از پارسال تا حالا تو زیادآباد کاری کردید کابلی خوابوندین یا نه گفتن نه گفتم پس کروکی کشیدن فایده نداره .گفتن بیا خط بیسیم بهت بدیم که پرسیدم گفتند اون هم شبیه سیم کارت شارژی و هزار تا درد سر داره
حالا اینا هیچی
بهمن 87 تو تلوزیون هزار و سیصدو هشتادو هت بار اعلام کردند که ( این همراه اول هم چه کارایی می کنه سیم کارت اعتباری میده دوازده هزار تومان زود برید اسم بنویسید)
ما هم طمع افتادیم رفتیم یه چند تایی ثبت نام کنیم فقط بزرگترین اشتباه ما این بود که رفتیم میمه ثبت نام کردیم الان بعد از ده ماه نه تنها سیم کارت به ما ندادن بلکه پولمونم... .
حالا این دردا رو آدم به کی بگه فکر نکنید پولش برام مهم (حالا یه کم مهمه ) ولی از این که چرا اینقدر بعضی از مسئولین امر تو میمه اینقدر بی خیالن خیلی ناراحتم
بعد میگن چرا میمه پیشرفت نمی کنه ؟ با 3 تا 4 هزار سال سابقه تاریخی. .
قول می دم اگه ارتباط سیار میمه پول منو پس بده یا سیم کارت بهم بده
و مخابرات هم یه خط تلفن برامون وصل کنه دعا کنم میمه بشه شهرستان قول ميدم .
در پايان سيزده آبان رو به همه مردم ايران تبريك مي گم .
[+]
نوشته شده توسط مهران عربی در پنجشنبه 14 آبان1388 ساعت 0:24
|
|
به دلايلي چند وقتي هست كه نتونستم وبلاگو به روز كنم .
الان ساعت از يازده و پانزده دقيقه شب هم گذشته و من با اين صفحه كليد كلي حرف داريم . كسي هست كه صداي مارو بشنو؟؟؟؟؟؟ من كه چشم آب نمي خوره .
پيشاپيش از تمام كساني كه حرفهاي اين حقير را مي خوانند به دليل تند بودن آن عذر خواهي كرده و مي گوييم قصد توهين به هيچ شخصي را نداريم فقط شايد خوب نوشتن را بلد نيستيم شايدهم راه خواستن را اشتباه درك كرده ايم .
امروز تو اخبار شنيدم كه روز بزرگداشت نماز بوده و تو همين مراسم هم آقاي قرائتي سخنراني داشتند يه تيكه كوچيكش رو كه تلوزيون پخش كرد ايشون گفتند مساجد رو نبايد خالي گذاشت ؟
مي خوام بگم بياييد زيادآباد سه تا مسجد بزرگ داره ولي تو سه تاشم اندازه يه مسجد نماز خون نيست نه اينكه زيادآباد نماز خون نداره نه زيادآباد يه روحاني يا يه پيشنماز نداره .
ماه رمضان كه مي شه لطف مي كنن يه روحاني رو مي فرستند زيادآباد. خيلي هم از مسئولين اين كار تشكر مي كنيم.
اينقدر نماز خون مياد كه مسجد امام حسن به اون عظمت جلو اين همه آدم كم مياره .
عصر عيد فطر كه ميشه ديگه نه از روحاني تو روستا خبري نه از مردم تو مسجد
مگه مردم بعد از رمضان نبايد نماز جماعت بخونن ؟
مگه مردم بعد از ماه رمضان سوالات احكام ندارند كه بخوان بپرسند ؟
بعضي ها شايد بگن با اينترنت و كتاب كه نياز نيست از كسي سوال بپرسي قبول ولي آيا پشت سر اينترنت هم ميشه ايستاد نماز خوند؟؟؟
بعد ميگن چرا جوونا منحرف ميشن چرا دنبال خلاف شرع مي رن و .... .
تا حالا از چندين نفر از مسئولين محترم شهرستان و استان شنيديم كه قول دادن براي زيادآباد روحاني بفرستند ولي كو عمل.
همين چند وقت پيش يه شب يه روحاني اومده بود خدا خيرش بده.
آقاي مهدويان يكي از فعالان مذهبي روستا به حساب قول يكي از مسئولين كه قول داده بودند سه روز آخر هفته براي زيادآباد روحاني ميفرستند
پشت بلند گو گفتند كه قراره حاج آقا سه روز ميهمان ما باشند هنوز ايشون از منبر پايين نيومده بودند كه اون روحاني عزير در گوش آقاي يعقوبيان (به نقل از خودشون ) گفتند كه من امشب مي خوام برما كار دارم ... .
تازه زيادآباد الان يه خونه مجهز و مبله به اسم خونه عالم هم داره .
اين قسمت مربوط مي شه به اون گوشاي شنوا و دستاي توانا : حالا حتما نبايد از جايي دور يه روحاني بفرستيد به زيادآباد . نميشه از يكي از روحانيون ساكن در ميمه خواهش كنيد حداقل يه شب در هفته بعد از اينكه تو ميمه نماز جماعتشون رو برگزار كردند تشريف بيارند يه نماز هم تو زيادآباد بخونند شايد جووناي ما هم و روستاي ما هم از نعمت نماز بهره ها برد؟
مرسي كه تا آخر با ما بوديد.
[+]
نوشته شده توسط مهران عربی در پنجشنبه 14 آبان1388 ساعت 0:22
|
|
خبر فوري
اين هفته مدارس ابتدايي_بهتر بگم تنها مدرسه ابتدايي زيادآباد ولي با دو نام هفده شهريور و گرامي _ به دليل شيوع آنفلانزاي نوع آ در كاشان تعطيل بود .
خوش به حال خواهر كوچولوي من يه هفته تعطيله و كلي بازي ميكنه ماكه ميرفتيم مدرسه از اين شانسا نداشتيم تو كاشون انقولانزا شيوع پيدا كنه ما رو تعطيل كنن خيلي خوش شانس بوديم يه روز يه برف مي يومد.
حا واقعا چرا هيچ كس نفهميد ما واسه چي از تعطيلي مدرسه خوشحال مي شديم . كه همين خوشحالي ها باعث شد اينقدر از كاروان علم و دانش عقب بيافتيم .
گفتم مدرسه يادم افتاد يه مسئول محترم قول داده بودن كه به زودي مدرسه هفده شهريور كلنك مي خورد البته يك سال پيش قول داده بودند شايد هم دير تر.
پرسيديم گفتند چون ايران تحريم شده اجازه ندادن كلنگ مدرسه هفده شهريور وارد بشه تا بشه اون رو به زمين زد .
[+]
نوشته شده توسط مهران عربی در پنجشنبه 14 آبان1388 ساعت 0:20
|
|
از آقایان بهزاد آزادی و علی صباغ وب نویسان فعال شهر وزوان بخاطر مطالب آموزشیشان در وبلاگ باشگاه وب نویسان میمه تشکر می کنم . به خصوص مطلب ایشان در باره کار با (ار اس اس) خيلي عالي بود و باعث شده بنده چندين سايت را باسرعتي خيلي عالي مرور كنم و كلي در وقتم صرفه جويي كنم شما هم اگر مي خواهيد با اين روش آشنا شويد اينجا كليك كنيد
مرسي .
[+]
نوشته شده توسط مهران عربی در پنجشنبه 14 آبان1388 ساعت 0:19
|
|
[+]
نوشته شده توسط مهران عربی در سه شنبه 21 مهر1388 ساعت 18:50
|
|
[+]
نوشته شده توسط مهران عربی در یکشنبه 5 مهر1388 ساعت 21:0
|
|
[+]
نوشته شده توسط مهران عربی در شنبه 4 مهر1388 ساعت 16:13
|
|