مردم رعیت و فقیر لباس های خود را تا پاره شدن می پوشیدند و هیچ گاه لباس دو دست یا چند دست نداشتند .
تاورنیه جهانگرد مشهور فرانسوی در سال 1663 در مورد لباس روستاهای منطقه اصفهان در زمان شاه سلیمان صفویه با توجه به موقعیت اقتصادی هر قشر اجتماعی می نویسد : لباس متداول مردم روستاهای نواحی شمال اصفهان جبه ای است و تا قسمتی از پائین زانو را می پوشاند . آستین های تنگ و دراز دارد و تا روی دست می افتد آستین ها دکمه ندارد و با نواری که روی آن دوخته شده بسته می شود . روی جبه لباس گشاد تر از دیگری می پوشند که از پارچه پشمی نازک و لطیف تهیه می گردد . لباس زنان از بالا تنه و پایین تنه مجزا نیست روی هم و یکسره است از جلو باز از ماهیچه ی پا به پایین تجاوز نمی کند . کمرشان را نمی بندند استینشان به دست و بازو چسبیده تا پشت دست می رسد زیر شلواری همچون مردها می پوشند که به پاشنه ی پا می رسد زنان خود را به احدی غیر از شوهر خود نشان نمی دهند وقتی به حمام عمومی می روند در چادری سر تا پای خود را مستور می نمایند در زمان صفویه اکثر اروپاییان به ایران می امدند و لباس ایرانیان را می پوشیدند چرا که انان ایرانیا ن را مردمانی متمدن و پیشرفته قلمداد می کر دند مردمانی راسخ و ثروتمند صاحب فضیلت و هنر های گوناگون و سنت های زنده. رابرت شرلی و پادشاه سیام لباس ایرانی به تن می کردند و به پوشیدن ان فخر می نمو دند شواهد نشانگر قوت و نفوذ فرهنگی ایران در ملل ان عصر بود . درست بر عکس زمان قاجار و پهلوی که ضعف و در ماندگی فرهنگی و ملی باعث شد ایرانیان به خود ببالند که لباس اروپایی به تن کنند از این رو سقوط کشور در جنبه ی فرهنگی و استقلال سیاسی قابل تامل می باشد در منطقه میمه نیز توسط چند نفر از تجار از اهالی شهر اصفهان که مایحتاج اهالی را از اصفهان تهیه می کردند پارچه های جدید و لباس های جدید به میمه اورده شد ابتدا خوانین و بعد اکثر اهالی به جز چوپانان و سالخوردگان از لباس ها و پارچه های جدید استفاده می کردند . کم کم با نفوذ بیگانگان در کشور در زمان پهلوی به ویژه امریکاییان در اواسط حکومت محمد رضا شاه اقدامات وسیعی در جهت بر انداختن چادر و لباس سنتی زنان با تشکیل انجمن های زنان و احیای کشف حجاب انجام گرفت و به قول یک جهانگرد اروپایی (مورگان) زنان ایرانی به سرعت استاد ومدیر جرائد و بانی کلوپ زنانه و نطاق مضامینی پلتیکی شده و با خیالات واهی خود در هر منطقه مشغول ترویج افکار اروپاییان و امریکاییان شدند از ان طرف در زمان رضاه شاه به تدریج جای مکتب خانه ها وملا ها که درس قران و مسائل دینی می دادند مدارس جدید رشد کرده و این مدارس پایگاهی برای تبلیغ عادات و اداب و رسوم غربی گردید . هر چند با سقوط حکومت طاغوت و ظهور انقلاب اسلامی جر ثومه های فساد و تباهی در هر منطقه ای به زباله دان تاریخ پیوست لیکن اثرات فرهنگی ان هنوز نمایان است و تنها جوانان متدین و متعهد و شیعه های مسلمانان واقعی هستند که تحت تاثیر هیچ فرهنگ بیگانه ای حتی در پوشش لباس قرار نگرفتند.
منبع : تاثیر زوال گویش محلی میمه بر فرهنگ میمه (محقق : مهدی یعقوبیان)
|
:: موضوعات مرتبط:
فرهنگ پوشش محلی