پاسخ به یک توهین:
سلام،
(شناخت را از اطراف خود شروع کنیم)
این مطلب رو اجباراً فارسی می نویسم تا آقا یا خانم (نا)مهربون که اخیراً نظر دادن تو خوندنش حسابی کم نیاره و مطلب رو بفهمه.
اولاً اگر قرار باشه فارسی رو پاس بداریم باید ایشون اول از خودشون شروع کنه که از مطلب بالا معلومه که نه تنها در زبان رایجی که در زبان فارسیشون هم مشکل داره.
و این بر می گرده به این که هر کس از این بخش خوشش نمیاد، به این دلیله که مشکل از خودشه نه از این بخش و نه از این زبان.
بد نیست اگر (نا) مهربون کمی هم مطالعه داشته باشه و معقولانه نظر بده نه احساسی!!!
تا شاید متوجه بشه این فارسی که ازش دم می زنه زیر شاخه ای از زبان ایرانیه وچون زبان یک زیر سیستم فرهنگی محسوب می شه و یک سیستم بازه، نه بسته، پس با دیگر زبانهای ایرانی در ارتباطه و اگر بقیه زبانهای ایرانی شناخته نشه و پاس داشته نشه همون زبان فارسی هم دچار مشکل می شه، چنانکه الان در زبان فارسی کلماتی وجود داره که از زبان رایجی وام گرفته و حتی ریشه ی پهلوی هم نداره! و دقیقا از زبان رایجی مأخوذه.
بنابراین، این بخش که با زحمات آقایان مهران عربی و رضا محمدی ( گ خدا شالّا چاکیشون هاده) نوشته شده و خواهد شد، نه تنها با زبان فارسی مشکلی نداره که حتی باعث پیشرفت و بقای زبان فارسی هم میشه، چرا که برابر با اصل (تنوع عامل بقا است) تطابق داره.
دوماً زبان ما به ریشه ی زبان فارسی نزدیک تره و غالباً کلمات برابر با ریشه ی زبان فارسی یعنی سانسکریت،اوستایی،پهلوی است؛ و از اون جایی که تا ریشه نباشه درختی سر نمی گیره یا به قول معروف (درخت از ریشه سبز می شه)،به جای این که با تیشه به ریشه ی خودت بزنی، اگر زبان فارسی رو دوست داری ریشه ی اون رو هم بشناسی خوبه!
و برای (نا)مهربون متأسفم که از زبان وامانت اجدادش(و در واقع گنجینه ی چند هزار ساله) که با تمام نا تمایلات تاریخ و زندگی دراعصار مختلف اون رو به زیباترین و قدیمیترین شکل سینه به سینه برای ما به ارث گذاشته اند و حالا با وجود رسانه(یکدست سازی و توده وار کردن جامعه) و ندانم کاری های ما داره به یغما میره هیچ خبری نداره و در بحران هویت به سر می بره و به ایشون پیشنهاد می کنم به جای این که برای فارسی دل بسوزونه برای خودش و زبان اجدادش دل بسوزونه که (چراغی که بر خانه روا است بر مسجد حرام است).
خوبه که هرگز از یاد نبریم، این زبان یعنی بخش اعظم تاریخ و گذشته ی ما و باید به خاطر داشته باشیم( آینده برای ملتی است که به گذشته ی خود ارج می نهد) چون به قول ویل دورانت(ملتی که تاریخ نمی داند، ناچار تاریخ را تکرار می کند) و این واقعیته که (کسی که نمی داند از کجا آمده، هرگز نمی داند به کجا می رود) همه اینا یه مفهوم مشترک داره و اون اینه که از دست دادن زبانمون یعنی پس رفت ،نه پیشرفت چرا که دلیلی است برای جدایی از تاریخمون و گسست فرهنگی و از هم گسیختگی نسل ها است و نتیجه ی اون مردمانی سوار بر باد که هیچ راه و برنامه ای برای آینده ی خود نمی توانند داشته باشند. زبان ما یک عامل قوی برای انسجام بین افراد جامعه مون محسوب می شه و نتیجه اون پیشرفت و توسعه است. چون این زبان که در طول تاریخ و حادثه های مختلف تاثیرات ویژه ای پذیرفته و مردمی که با این زبان صحبت می کنند این حوادث رو به صورت خاصی تجربه کرده اند و احساس و درک مشترکی از مسائل داشته و دارند که وصف اون موضوع خاص در این زبان راحت تر و دقیق تره، چرا که زبان نشانه های قراردادی و در واقع نمادی برای ارتباط و درک و فهم مشترک از یک موضوعه. این زبان همینطور باعث شناخت هویت خود در یک گروه به نام رایجی زبانان می شه که نتیجه ی اون احساس (ما)ی مشترک و انسجام بین افراد برای حرکت و پیشرفت و حتی انجام کارهای عام المنفعه است یعنی سود و ضرر خود را در گروه دیدن و اطمینان به یکدیگر و هزاران منفعت دیگر که همه عاملی برای حرکت به سوی توسعه هستند. نمونه ی این همبستگی رو در فرهنگ (شیر پستایی) در قدیم بین زنان ویا دیگری (مردامردی) می شد مشاهده کرد! که البته انسجام گروهی رو در لایروبی جوب های قنات وی یو در همین سایت هم می تونید ببینید.
در واقع علت بیان جمله اول یعنی {خواندن کامل این مطلب برای گروه سنی زیر 15سال توصیه نمی شود) هم، یک دسته بندی ساده است که باعث شد شما هویت خودتون رو در یکی از این دو دسته(بالاتر از 15 سال یا پایین تر از 15 سال) پیدا کنید و نسبت به خوندن اون کنجکاو و در نتیجه این مطلب رو بخونید!!! این همون شناخت خود در یک دسته یا گروه و به دنبال اون احساسیه که شما رو تحریک می کنه که دست به عملی بزنید که شاید در غیر این صورت این کار رو نمی کردید(در اینجا خوندن مطلب).
و اما علت این که خانه فرهنگ وی یو تشکیل شد چی بود؟ آیا حادثه ای و اتفاقی بود؟ یعنی دنیا و به خصوص رفتار انسان و به طور اخص رفتارهای جمعی و گروهی اتفاقی شکل میگیرند؟ آیا گذراندن وقته؟ پس ارزش وقت کجا میره؟ نه اینطور نیست دلیل راه اندازی این سایت توسط آقایان مهران عربی و رضا محمدی (که به حق نه تنها به وی یو که به منطقه و همزبانان خدمتی بزرگ کردند) هم بیهوده و از سر تفریح نبوده.
همه ی اینها برای چند دلیل عمده شکل گرفته:
1.شناخت خودمان
2.شناساندن خودمان به دیگران
3.تفکر و یشرفت منطقه
و اما این که بخش {اوجنا} مخاطبان غیر وی یویی یا غیر رایجی رو دور می کنه یا از دست میده حرفی عجیبه.
مگه نباید اول خودمون رو بشناسیم تا بتونیم نظر دیگران رو به خود جلب کنیم؟
ما تا خودمون رو نشناخته ایم چطور می تونیم خود رو به بقیه معرفی کنیم؟ خنده دار نیست؟!
این حرف که بگیم ما منطقه و روستامون رو شناختیم درست نیست ؛ مگه زبانمون رو شناختیم؟ یا آثار باستانی و تاریخیمون رو شناختیم؟ فرهنگمون رو چطور؟ تو حفظ کدوما پایبند بودیم؟ آخه به قول معروف کسی عاشق چش و ابرومون نیست که بخواد به اسم محقق یا جهانگرد داخلی و خارجی یا هرچی دیگه بیاد اینجا(منظورم منطقه است نه فقط وی یو). این کی شناخت از خوده؟
پس اول از خودمون شروع کنیم و دردامون رو درمان کنیم و خودمون رو بشناسیم.
|
:: موضوعات مرتبط:
جواب نظرات شما