برای استاد احمدجو
دیدن چهره استاد صفایی دارد //که وجودش همه ازعشق نمایی دارد
گُل رویش بنگر حرف دلش رابرخوان //بدلش عشق یقین شورخدایی دارد
حضرتش سخت به کارش شده مؤمن زیرا //که به درددلش ازعشق دوایی دارد
تاکه استادبه این شهرنگاهی کرده است //میمه نزدهمگان حرمت وجایی دارد
نام احمدجو چنان دردل ما شیرین است //که ازآن رو به صفا راهگشایی دارد
دوستان اش همه قدرش به بزرگی دارند// که میان همه او قدرو بهایی دارد
تا«وییو» بوده ز،یادو هنراو آباد //هروییویی به حق اش خوانده دعایی دارد
فخریان بادزما صدتا درود برتوواو //که زحق کارتواحسنت جزایی دارد
سرشیبانی سلامت که به صبح میمه //باهمه اهل هنر قصه سرایی دارد
شاعری پیشه ماگشت که ده شاهی نداشت// کاراستاد اقلا" دوسه تایی دارد
ازقدیم است که شاعر همه مفلس باشد //گرچه این گفته زبن حرف خطایی دارد
صابراین فخر نصیب تو زیاران گردید //که به لطف هنرش شعرتوجایی دارد