ما انسانها خود به خود و بدون علتی خاص به زادگاهمان علاقه مندیم علاقه مندی به زادگاه و وطن در تضاد با ناسیونالیستی است .البته ناسیو نالیستی از نوع افراطی گری که هر چیز را برای خودمان بخواهیم .ایران من , شهر من , محله من , کوچه من , خانه من ,و دست اخر خود و خانواده من , این نوع طرز تفکر و دوست داشتن با عشق و علاقه به زادگاه و میهن کاملا تفاوت دارد و هر شخصی که به زادگاه و میهن خود علاقه مند است عشق و علاقه خود را نثار زادگاه و موطن خود می کند کما این که در طول تاریخ شاهد هستیم میهن پرستان و ایراندوستانی بوده اند که جان خود را در طبق اخلاص نهاده و ان را برای اعتلای میهن خود داده اند .کسانی نیز بوده اند که از مال و اموال خود گذشته و از دادن ان دریغ نکرده اند .بوده اند کسانی که از دانش و علم خود برای ترقی شهرشان مایه گذاشته اند .زمانی که می گوییم میمه مراد شهر میمه که شامل چهار خیابان و کوچه و ساختمان است , نیست .منظور و هدف کل منطقه میمه است , پیشرفت و ترقی وزوان و اذان و زیاد اباد و خسرو اباد و ونداده و کل شهر و روستاهای منطقه میمه ,پیشرفت میمه است .

صحنه ای از این شبهای سریال پشت کوهای بلند
زمانی که اقای احمد جو گروهی از بازیگران را با عوامل فیلم برداری و سریال سازی به میمه می اورد هیچ گاه کسی نمی گوید که اقای احمد جو زاده زیاد اباد می باشد همه ما به نوعی ایشان را هم شهری خود می خوانیم و به ان افتخار می کنیم .هر کدام از ما وقتی به مطب اقای دکتر پاکزاد می رویم با زبان و گویش میمه ای با ایشان ارتباط می گیریم و ایشان را هم شهری خود می دانیم .وقتی اقای شیبانی به جوشقان قالی می رود و تصاویری از صبح زیبای انجا تهیه می کند و سپس ان تصاویر را در معرض دید همه می گذارد اهالی جوشقان به خود میبالند که اقای شیبانی همشهری انها محسوب می شود . در طول تاریخ و در همه جاها و مکانها افرادی بوده اند که دید افراطی ناسیونالیستی داشته و با اهدافی که در سر خود داشته اند نگذاشته و نخواسته اند که وطن و زادگاهشان روی پیشرفت را ببیند .چون با این طرز تفکری که داشته و دارند همه چیز را برای خود خواسته اند .هیچ گاه پیشرفت میمه و منطقه میمه برایشان مهم نبوده است .ادبیاتشان و سخنانشان بوی تفرقه می دهد .بوی نزاع می دهد .هیچ گاه اتحاد را دوست ندارند .از همدلی و محبت به هم نوع سخن نمی گویند .اداره من شهر من قنات من مدرسه من همشهری من فامیل من پول و سرمایه من تکیه کلامشان است .جالب این جاست که هر گاه نیازشان به افراد غیر خودشان است تغییر گفتار داده و کاسه داغتر از اش می شوند .زمانی که منافعشان به خطر می افتد و یا خواسته ای دارند از اهالی زیاد اباد زیاد ابادی تر میشوند از وزوانی ها وزوانی تر گشته و سعی می کنند در ان مقطع بهتر با اهالی جوشقان ارتباط بگیرند .بدبختی و عقب ماندگی اکثر شهر ها و روستاهای ایران این نوع طرز تفکر است که همیشه متاسفانه بر تفکر اغلب افراد جامعه حاکم بوده است .باید کاری کنیم که اتحادمان حفظ شود چون با اتحاد بیشتر بهتر می توانیم پیشرفت نماییم .سعی کنیم سرمایه های مادی و معنوی کل منطقه را به کار گیریم و برای ترقی کل منطقه کوشش نماییم که پیشرفت نماید .برای مثال بودن دانشگاه پیام نور در وزوان بهتر است یا این که مجبور گردیم به خوراسگان برویم .دانشگاه ازاد در میمه بهتر است یا این که هم منطقه ای های ما مجبور گردن برای ادامه تحصیل به نجف اباد بروند . اگر یک مرکز درمانی خوب و مجهز در جوشقان قالی راه اندازی گردد صد البته بهتر است تا این که شب و نصفه شب بخواهیم به شاهین شهر برویم .اگر قنوات بزرگ وزوان و قنات مزد اباد ثبت یونسکو گردد و جزو اثار ملی به شمار اید بهتر است تا این که با سنگ اندازی افرادی نادان هیچ کدامشان ثبت نگردد و هر کدام از ما بخواهیم که زودتر این کار را به انجام برسانیم .کامنتی را در ذیل یک پستی خواندم که سخت هل من مبارز می طبید و نشانی می داد که کدام یک از شهر های میمه و وزوان زودتر تظاهرات را انجام می دادند و جالب این که خوانند را به پاسگاه ارجاع می داد که برود و صحت و سقم این مطلب را در مدارک انجا ببیند و جالبتر این که به رخ ما می کشیبد که فلان کس که در اولین تظاهرات بوده اینک در اروپا به مرتبه پرفسوری رسیده است گر چه باعث افتخار ماست که یکی از هم شهریانمان با تلاش و کوشش توانسته به این رتبه علمی برسد اما این گونه بیان کردن هاست که باعث جدایی و تفرقه می شود ( اقای نقیان برادر محرم نقیان می باشد که از دوستان بنده بوده که اینک در فنلاند زندگی می کند ) این توضیح را دادم که باید تمام مردم منطقه میمه به این گونه افراد افتخار کنند و برخی نخواهند مرزی بین خودی و ناخودی قائل شوند که راه بیراهه است و ما را به سر منزل مقصود نمی رساند .تا مطلبی دیگر خدا نگه دار شما باد .
|
:: موضوعات مرتبط:
تاریخچه میمه و گویش رایجی
:: برچسبها:
صبح میمه