احمدرضا ایراندوست – برای استاد امرالله احمدجو

به نام انکه هستی از اوست .من و اقای احمدجو : تصویری که اقای شیبانی در دست نوشته های خودشان کار کرده اند مربوط به اوایل اسفند ماه سال قبل میباشد که به اتفاق اقای احمد جو مهمان نماینده محترم شهرضا جناب اقای دکتر عوض حیدر پور بودیم .

در خارج از منطقه میمه شخص اقای احمد جو از احترام فوق العاده ای برخوردار میباشد و در هر جایی که حضور پیدا میکند بر صدر مینشاندش و قدرش را میداند و از او به خوبی پذیرایی میکنند .به حدی که من نیز زمانی که در معیت ایشان هستم بر خود میبالم و افتخار میکنم که منطقه ما چنین اشخاصی دارد که در کل جامعه ایران سرشناس هستند و از معروفیت همراه با مقبولیت برخوردار هستند .

دوستی من و جناب اقای احمد جو در میانه های تصویر برداری سریال روزی روزگاری شروع شده و روز به روز محکمتر شده است .زمانی که ایشان توانست عوامل سریال را به منطقه میمه بیاورد و میمه را به کل مردم ایران بشناساند ما نیز که در خارج از میمه سکونت داشتیم بر خود میبالیدیم و هر روزه با اطرافیان و دوستان غریبه بر سر منطقه میمه به گفتگو می پرداختیم .از انجا که شاید همه ما بارها و بارها به صحاری میمه رفته ایم و انجا را به خوبی میشناسم و بر کل ان مناطق اشراف کامل داریم اما هیچ گاه به زیبایی این تصاویری که در طول پخش این دو سریال از سیما نمایش داده میشد واقف نبوده و نخواهیم بود از کوه کهرو گرفته تا کال سیاه و صحاری دیگری که با هنرمندی فیلم بردار اقای تورج منصوری و کارگردانی خوب اقای احمد جوبیننده را میخکوب تلویزیون میکرد الحق نباید بگذریم سر مزداباد و اسیاب ابی بالا و دشتهای زیاد اباد همه و همه چشم اندازی داشته و دارند که ما با افتخار در پی جلب توریست بودیم و هر روزه با هیجان خاصی از اب و هوا و مناطق بکر و دست نخورده میمه صحبت می کردیم .اما هنوز یک ماه از پایان فیلم برداری روزی روزگاری نگذشته بود که به اتفاق اقای احمد جو به ار بالا رفتیم و دیدیم که از اسیابی که تا چند روز قبل با بودجه ای مرمت و بازسازی شده بود و در حال کار کردن بود جز خرابه ای چیزی باقی نمانده بود به خسرو اباد و ان شهرک سینمایی رفتیم که دست کمی از اسیاب نداشت .اشک در چشمان اقای احمد جو حلقه زده بود .به من گفتند که شما نمی دانی چقدر سخت است که بتوانی سازمانی را راضی نمایی که این امکانات را به تو بدهند تا به میمه بیاوری .بازیگران و هنرمندان چنان بی همت شده اند که حاضرند ماهها بیکار باشند اما از تهران خارج نشوند .زیرا به سر هر صحنه فیلم برداری که بروند دست اخر این که شب در کنار خانواده خود هستند اما با دستمزدهای انچنانی هم حاضر نیستند که به جایی همانند میمه بیایند و در پروژه عظیمی چون روزی و روزگاری و یا تفنگ سرپر و یا شاخه های بید شرکت کنند .ان هم بازیگرانی در حد مرحوم خسرو شکیبایی خانم ژاله علو فردوس کاویانی اتش تقی پور محمود پاک نیت و تعداد بیشمار دیگری که فقط و فقط به خاطر شخص اقای احمد جو به میمه امدند و در این سریالها به ایفای نقش پرداختند .زمانی که مهندس ملک مدنی شهردار تهران بود و حاج اقا زم ریاست سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران را بر عهده داشتند تعدادی از هنرمندان را به صرف شام در فرهنگسرای اشراق دعوت کرده بودند که من هم افتخار همراهی با اقای احمدجو را داشتم نزدیک به سیصد چهارصد نفر از هنرمندان کشور در ان جمع حضور داشتند از داریوش ارجمند گرفته تا دکتر محمد اصفهانی از گلاب ادینه تا مهدی هاشمی همسرش و بهروز افخمی تا رسول صدر عاملیو تعدادی بسیاری از هنرمندان پیر و جوان کشور زمانی که به فرهنگسرا رسیدیم اکثر قریب به اتفاق ان جمع با دیدن اقای احمد جو اظهارادب و احترام میکردند و هریک به نوعی سعی داشتند تا در کنار ایشان قرار بگیرند و دقایقی با ایشان هم کلام شوند .شام را خوردیم و به اتفاق به مهمانسرای صدا و سیما برگشتیم در طول راه با خودم فکر میکردم که ما چه گوهری داریم که هیچ گاه قدر ایشان را ندانسته ایم .تنها کاری که به ذهنم رسید این بود که با چاپ اگهی تشکری در هفته نامه سینما اندکی قدر شناسی کرده باشم .در این اگهی با نام بردن از فیلم سینمایی شاخه های بید و سریال روزی روزگاری و تفنگ سرپر ذره ای امتنان خویش را ازایشان انجام دادم .زمانی که این اگهی تشکر را دیدند از من گلایه کردند که چرا چنین کاری را انجام داده ای ؟ چون تو در هیچ کدام از این کارها ذینفع نبوده ای و دلیلی نداشت که بخواهی چنین کاری را انجام دهی .اقای احمد جو فوق العاده کم توقع و ساده زیست میباشد با تکه ای نان و پنیر هم که شده شکم خود را سیر میکند و هیچ گاه طمع به چیزی که حق خودش نبوده نداشته در کارهایش همیشه پی گیر حق و حقوق عوامل کار می باشد و شاید خودش تا چند سال از اتمام کار هنوز مطالباتش را نگرفته باشد .یکی از هنرمندان اصفهانی که در این کار اخیر شرکت داشت و رفاقتی هم با نماینده شهرضا داشت واسطه گردیده و اقای احمدجو را دعوت نموده و به شخص دکتر حیدر پور معرفی نمود که ایشان نیز من را با خودشان به مجلس بردند در طول جند ساعتی که در مجلس مهمان دکتر حیدر پور بودیم چندین و چند نوبت به ایشان اعلام کردند که اگر خواسته ای دارند مکتوب نمایند که ایشان از این کار امتناع نموده و تنها خواهشی که داشتند به دکتر لاریجانی گفتند با توجه به رفاقت شما با مهندس ضرغامی اگر برایتان امکان دارد حق و حقوق چند نفر از هنرمندان که واقعا در مضیقه هستند پرداخت شود و من هیچ درخواست دیگری ندارم .زمانی که از مجلس بیرون امدیم به ایشان گفتم که امروز موقعیت خوبی بود که مطالباتتان را مطالبه نمایید و در جوابم گفتند که تو که خوب من را میشناسی انقدر که ناراحت فلان بازیگر هستم که صاحبخانه جوابش کرده به فکر خودم نیستم و حاضرم با این وضع بد اقتصادی حق و حقوق خودم را ببخشم تا زیر مجموعه من که با اعتماد من مبادرت به امضای قرار داد نموده اند حق و حقوق خود را دریافت نمایند .در چند روزی که در سفر اخیرشان به تهران در خدمتشان بودم سعادتی داشتم تا اقای اکلیلی هم که همان زمان مشغول بازی در تله فیلمی بودند را نیز ببینم و برای چندمین بار از نزدیک با هم گپ بزنیم .اقای اکلیلی که خودش در اصفهان شخصیتی بینظیر با اخلاقی مثال زدنی میباشند و هیچ قفلی نیست که در مقابل ایشان بسته بماند و در کل روز پیگیر کارهای خیر برای مردم هستند به من گفت که از شخصیتی که اقای احمد جو دارند واقعا خوشم می اید زیرا هیچ چیز را برای خودش نمی خواهد هیچ گاه درخواستی خارج از چارچوب از من نداشته و با این که میداند دست و بارم برای هر کاری باز است و به شکر خدا حرفم خریدار دارد اما ارزو به دل مانده ام که ایشان تقاضایی هرچند کوچک از من داشته باشد .اما کلا ما مردم ایران به کلی قدر ناشناس هستیم تا کسی را داریم هیچ گاه قدرش را ندانسته ایم و خدای ناکرده اگر از میان ما رخت بربندد چه کار که برای مراسم خاکسپاری و ترحیمش انجام نمیدهیم و کلا مرده پرستی در پوست و استخوان ما ریشه دوانده و جزیی از وجود ما گشته است در حالی که تا چنین افرادی زنده هستند و در بین ما وجود دارند باید از ایشان کمال استفاده را برد و از وجودشان حداکثر استفاده را کرده و احترامشان را در حد خودشان نگه داشت .منطقه میمه دارای استعداد های هنری درخشانی میباشد که باید از وجود اقای احمدجو استفاده کنند در دانشگاه ازاد میمه و پیام نور وزوان کلاسهایی دایر گردد تا استاد احمد جو در طول هفته چند ساعتی به تعلیم و تربیت تعدادی از جوانان منطقه بپردازند که در اینده نزدیک چندین و چند هنر اموز از محضر ایشان کسب فیض کرده و برای خودشان در عالم هنر کسی شوند و هر از چند گاهی نیز با نمایش تئاتری در سالنهای منطقه نتیجه کارشان را به قضاوت عموم بگذارند .خلاصه این که بنده این افتخار را دارم که در این چند سال در اکثر جاهایی که استاد احمد جو تشریف میبرند در معیتشان باشم از ایشان بیاموزم گه گاهی هم ایشان با لهجه ویویی و من هم میمه ای با هم کل کلی به راه می اندازیم که بیا و ببین در پایا ن هر کجا هست خدایا به سلامت دارش و هر چه زودتر مادرشان نیز لباس عافیت بپوشند که سخت بیمارند و برادران و خواهران سخت نگران . خداوند به تمامی بیماران لباس عافیت بپوشاند .امین تا مطلبی دیگر خدا نگه دار شما باد .
|
:: موضوعات مرتبط:
زیادآباد چه خبر؟،
مصاحبه و مقالات وی یو