به نام تصویر گری که تصویر عشق را به نور حضور مادر مصور ساخت
روزی که برای نخستین بار چشمان خویش را به روی دنیا گشودم ،با آن که هیچ از این حیات
دنیایی نمی دانستم اما حس حضور آسمانی مادر به من اطمینان می داد که این جا ،جای بدی
نیست .. چقدر خدا ما انسان ها را دوست دارد که در بدو حضورمان در جهان ،زیبا ترین تصویر و
حقیقی ترین احساس را به استقبال چشمان و دلهامان می فرستد ....
شاید این بهترین هایی که فقط در وجود مادر است ،هدیه ای باشد از سوی خدا برای تولدمان ....
از اولین نفس ،نفسم با نفس هایش جان می گرفت و قلبم به عشق وجودش می تپید ... اولین
گام هایم را به شوق رسیدن به آغوش گرم او بر می داشتم .... اولین بار با نام او لب به سخن
گشودم ... و اولین بار عشق را در چشمان او حس کردم ... چه بی نظیر مهری در نگاهش موج
می زد آن گاه که به شوق دیدن خنده هایم ، زیباترین واژگان را بر زبانش جاری می ساخت ...
- چه زیبا معنا می کرد واژه ی گذشت را آن گاه که به جای خواب شبانه ،طفل تب دارش را پرستار بود ...
- حد و مرز وادی صبر را می شکست گاه گاهی که فرزندش تیر ناملایمت را بر قلب او روانه
می ساخت لیک جز مهر از مادر هیچ نمی دید ...
گر چه در دنیای امروز دیو سیاه نفاق و زشتی ها ،چنگ بر دامان زندگی انسان ها انداخته اما هنوز
دستان پرمهر مادر ،روزنه هایی بر انوار عشق می گشایند .
حقیقتا وقتی درهای امید یکی یکی بر روی آدمی بسته می شوند ،آن گاه که شاید انسان را
شوقی به زیستن نباشد ، تنها حس نوازش دستان مادر و طنین آوای گرم اوست که ذرات شوق و
امید را در وجود انسان به تکاپو وامی دارد و نسیم آرامش را بر قلب او می نوازد ...
-چه عظیم شخصیتی است مادر ،نمی دانم وجودش جوهره از کدام مرکب دارد که تنها رنگ و بوی
نیکویی بر او گرفته و غبار بدی ها از چهره ی خود زدوده است !؟!
به تحقیق معترفم اقیانوس واژگان را نیز برای رویش گلزار خوبی های مادر بر دل سپید کاغذ
یارایی نیست ...
حال که مادر بحر و ما قطره ایم ،شایسته است که گلبوسه های سپاس بر دستان رنج دیده اش
تقدیم داریم ..
...... تقدیم به مادر
|
:: موضوعات مرتبط:
تصویر سرگرمی
:: برچسبها:
ارسال شده از طرف خانم زهرا اعراب در وصف مادر