
بازی تاسگا (به گویش زیادآبادی ) یا توسگا (به گویش میمه ای ) معادل فارسی ایستگاه ، شباهت زیادی به بازی بیسبال دارد با این تفاوت که در بازی بیسبال توپ انداز توپ را مستقیم پرتاب می کند ولی در بازی تاسگا توپ انداز توپ را در مقابل توپ زن می اندازد . این بازی در روستای ما پیشینه ای بسیار دارد .
این بازی در حال حاضر در هیچ یک از روستاهای منطقه ی میمه به جز زیادآباد رواج ندارد و در روستای زیادآباد هنوز هم بچه ها بازی تاسگا را یاد می گیرند و از آن لذت می برند .
این بازی را دو گروه چند نفری (تعداد نفرات حداکثری ندارد ولی تعداد افراد دو گروه باید با هم برابر باشند) انجام می دهند که شرح این بازی به قرار زیر است :
دو نفر سر گروه انتخاب می شوند برای این که یار های قوی و ضعیف تقسیم شوند افراد دو نفر دو نفر با هم به گوشه ای می روند و هر کدام نام مستعاری برای خود انتخاب می کنند( مثلا نام یکی کاغذ و نام دیگری قیچی ) و پیش سر گروه ها می آیند و می گویند کدام نام مستعار را می خواهی که یار تو باشد سر گروه ها هم به نوبت یک نام را می گویند و نامی که سرگروه گفته مربوط به هر شخصی که باشد او به سر گروه می پیوندد . به این شیوه یارگیری (سلال ملال ) (selal melal ) می گویند .
پس از یارگیری نوبت به انتخاب تیم های بالا و پایین می رسد که این امر به وسیله شیر یا خط انجام می شود .
پس از تعیین تیم های بالا و پایین تیمی که پایین است سرگروه آن یارهای خود را در زمین می چیند تا توپ های دریافتی را جمع کنند و یک یار را به عنوان توپ انداز انتخاب می کند .
سر گروه تیم بالا هم یارهایش را به ترتیب برای توپ زدن انتخاب می کند تا به ترتیب به تاسگا آمده با چوب دستی خود توپ را شوت کنند.
شروع بازی : یک یار از تیم بالا با چوب دستی خود سر تاسگا می ایستد و توپ انداز حریف در مقابل او، توپ را برای او به بالا می اندازد (توپ زن نمی تواند چوب خود را قبل از زدن ضربه به زمین بیندازد ) اگر توپ انداز توپ را به بالا بیاندازد و توپ زن برای زدن توپ ( شوت کردن توپ ) اقدام کند و نتواند توپ را شوت کند چنان چه توپ انداز، توپ را پس از ضربه ی نا موفق توپ زن در هوا گرفت ، توپ زن باخته است و باید به سر ایستگاه برود و اگر توپ انداز نتوانست توپ را در هوا بگیرد و توپ به زمین نشست ، توپ زن می تواند دوباره ضربه بزند و توپ زن در کل سه بار چنین شانسی را دارد حتی اگر توپ را شوت کند و بقیه یاران توپ انداز موفق شوند توپ را در هوا بگیرند باز هم توپ زن باخته است ( اگر توپ به زمین برخورد کند و بالا رود و باز هم کسی از تیم مقابل آن را در هوا بگیرد هم توپ زن باخته ) درکل اگر توپ زن توپ را با موفقیت زد کسی هم از یاران حریف آن را در هوا نگرفت تا دو بار دیگر می تواند ضربه بزند ( هر گاه توپ را در هوا گرفتند توپ زن باخته ) و ضربه سوم آخرین شانس اوست اگر موفق بزند خودش و یاران سوخته می توانند فرار کنند اگر هم سوخت باید به جمع یاران سوخته برود بقیه بازی کنان نیز به همیین ترتیب بازی می کنند .
برای زنده شدن بازیکنانی که سوخته اند باید در یک فرصت مناسب به ویژه وقتی که توپ زن موفق به زدن ضربه ای قوی می شود که توپ خیلی دور می شود از سر تاسگا تا ته تاسگا بدوند و برگردند ( 200 متر ) و اگر تا ته تاسگا رفتند و بازیکنان حریف توپ را به دست آوردند یار که به آنجا رسیده می تواند در آنجا منتظر یک فرصت باشد تا این مسیر را برگردد چنان چه در طول این مسیر توپ توسط یاران حریف به بدن بازیکن بر خورد کند کل تیم او باخته است . یارانی که سوخته اند می توانند حتی و قتی که توپ هنوز شوت نشده نیز فرار کنند و لی اگر توپ انداز ماهر باشد می تواند آن ها را به راحتی بزند و لی اگر کسی که توپ را شوت می کند چپ دست بود چون در این حالت توپ انداز پشت به تاسگا است تا قبل از شوت شدن توپ حق فرار ندارند . اگر هم همه توپ زن های تیم پایین بسوزند و نتوانند خود را زنده کنند تیم آنها باخته است . و آنگاه جای تیم های بالا و پایین عوض می شود وتا چند دوره به همین ترتیب بازی می کنند .
نویسنده: قاسم یعقوبیان
|
:: موضوعات مرتبط:
بازی های محلی زیادآباد