بسم الله الرحمن الرحیم
دیار آباد
گذر
کردم به زیادآباد روزی
بدیدم
مردمان خوش سلوکی
زیادآباد
گشت آباد ز آنرو
که
احسان بینی آن جا روی در رو
ز
ایمان و شرف خشتش بناشد
زمردی
و جوانمردی به پاشد
شهیدانی
به خاکش سر نهادند
که از
بهر ولایت خاکسارند
اگر
روزی گذر کردی به خوانش
برو
بنگر به دشت و بوستانش
به
فروردین اگر رفتی به صحرا
بیا کن
بزم عیشت را مهیا
شرار
آتشی آن جا برافروز
از آن
آتش غم جانت بیفروز
اگر
خواهی که قلبت گیرد آرام
برو
مسجدش گاهی بیارام
همان
مسجد که خضرا گنبدش باد
بود
مسجد فرج زیباست این نام
اگر
صاحب زمان روزی بیاید
یقین
پایی بر این مسجد گذارد
بناکرده
است آن را احمدی نام
دهد
اجرش خداوند نکونام
بماند
نام نیکش هر زمان یاد
که
فرزند شهیدش شاد از این باب
زیادآباد
گر خوانندش آباد
ز عشق
اهل بیت گردیده آباد
حسین
باشد در اینجا پیک رحمت
بود
عباس اینجا باب حاجت
به
کثرت تکیه هایی گشته ایجاد
نشان
باشد ز فطرت های بیدار
سخن
کوتاه دارم با تو ای جان
بمانی
هر زمانی پای بر جای
شوی
آزاد از هر قید و بندی
رها از
هر پلیدی و پلشتی
شعر از
خانم زهرا غفاریان
|
:: موضوعات مرتبط:
شعر،
غزل سرا اشعار شاعران وی یو